در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
استخوانی که مغز داخل آن قرار دارد و معمولاً برای غذا یا دارو استفاده میشود.
The bone containing marrow, often used as food or for medicinal purposes.
«سوپ طعم غنی استخوان مغزدار داشت.»
“The soup was rich with marrowbone flavor.”
«او استخوان مغزدار را برای سگ کباب کرد.»
“She roasted a marrowbone for the dog.”