matricidal

ma·tri·ci·dal/ˌmeɪtrɪˈsaɪdəl/
matrimothercidkill-alrelating to
adjective (صفت)formal

صفت — مربوط به قتل مادر

مربوط به قتل مادرقاتل مادر

مربوط به کشتن مادر توسط فرزند

Relating to or denoting the killing of one's mother

«او به داشتن نیت قتل مادر متهم شد.»

He was charged with matricidal intent.

«اعمال مرتبط با قتل مادر نادر و شوکه‌کننده‌اند.»

Matricidal acts are rare and shocking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000