در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به کشتن مادر توسط فرزند
Relating to or denoting the killing of one's mother
«او به داشتن نیت قتل مادر متهم شد.»
“He was charged with matricidal intent.”
«اعمال مرتبط با قتل مادر نادر و شوکهکنندهاند.»
“Matricidal acts are rare and shocking.”