mechanically

me·chan·i·cal·ly/məˈkænɪkli/
mechanicalrelating to machines or mechanics-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): mechanicalposition (جایگاه): end

قید — به صورت مکانیکی

به صورت مکانیکیبه طور خودکار

به طریقی که مربوط به ماشین‌ها است یا بدون فکر، به طور خودکار.

In a manner relating to machines or without thought, automatically.

«او بدون فکر، به طور خودکار کارهای روزمره را انجام داد.»

She moved mechanically through the routine.

«دستگاه به صورت مکانیکی کار می‌کند.»

The device operates mechanically.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000