microchip

mi·cro·chip/ˈmaɪ.krəʊ.tʃɪp/
micro-smallchipsmall piece of semiconductor material
noun (اسم)commonplural (جمع): microchips

اسم — ریزپردازنده

ریزپردازندهریزچیپمیکروچیپ

یک مدار الکترونیکی بسیار کوچک که داخل دستگاه‌های الکترونیکی وظایف مختلفی انجام می‌دهد.

A very small electronic circuit that performs various functions inside electronic devices.

«میکروچیپ سرعت پردازش گوشی را کنترل می‌کند.»

The microchip controls the phone’s processing speed.

«ماشین‌های جدید میکروچیپ‌هایی برای مانیتور کردن عملکرد موتور دارند.»

New cars have microchips to monitor engine performance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000