در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پرنده کوچک آبی با بدن تیره و علامت قرمز روی سر، در تالابها رایج.
A small waterbird with a dark body and red frontal shield, common in wetlands.
«مرغ باتلاقی به زیبایی در برکه شنا میکرد.»
“The moorhen swam gracefully on the pond.”
«مرغهای باتلاقی لانههای خود را نزدیک آب میسازند.»
“Moorhens build nests near water.”