multiplex

mul·ti·plex/ˈmʌl.tɪ.pleks/
multi-manyplexfold, weave (complex)
1noun (اسم)commonplural (جمع): multiplexes

اسم — سینمای چند پرده‌ای

سینمای چند پرده‌ایسینما با چند سالن

سینمایی با چند پرده نمایش.

A movie theater with multiple screens.

«فیلم جدید را در سینمای چند پرده‌ای مرکز شهر دیدیم.»

We watched the new film at the multiplex downtown.

«سینما چند پرده‌ای ده سالن مختلف دارد.»

The multiplex houses ten different theaters.

2adjective (صفت)formal

صفت — چندگانه

چندگانهچندبخشی

دارای اجزا یا بخش‌های متعدد.

Having multiple parts or elements.

«این دستگاه از سیگنال‌های چندگانه استفاده می‌کند.»

The device uses multiplex signals.

«ارتباط چندبخشی باعث افزایش کارایی می‌شود.»

Multiplex communication improves efficiency.

تفاوت با واژه‌های مشابه
multipleچندین

رایج. به داشتن چند بخش اشاره دارد؛ multiplex در بعضی مواقع رسمی‌تر است.

Common. Refers broadly to having many parts; 'multiplex' is more formal or technical in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000