در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای بوی کهنه، کپکزده یا مرطوب.
Having a stale, moldy, or damp smell.
«بعد از باران، زیرزمین بوی کهنه میداد.»
“The basement had a musty smell after the rain.”
«کتابهای قدیمی بوی کهنه داشتند اما هنوز قابل خواندن بودند.»
“The old books smelled musty but were still readable.”
روزمره. معنی مشابه ولی بیشتر برای غذا یا هوا به کار میرود تا بوی اشیاء.
Everyday. Similar meaning but may be used more for food or air than smell of objects.
روزمره. اشاره مستقیمتر به وجود کپک، در زمینه مشابه.
Everyday. More direct reference to presence of mold, very similar in context.