در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به نارکولپسی یا مبتلا به آن، یک بیماری مزمن عصبی که با خوابآلودگی شدید در طول روز و حملات ناگهانی خواب مشخص میشود.
Relating to or affected by narcolepsy, a chronic neurological condition characterized by overwhelming daytime sleepiness and sudden attacks of sleep.
«او به یک اختلال نارکولپتیک تشخیص داده شد.»
“He was diagnosed with a narcoleptic disorder.”
«حملات نارکولپتیک میتوانند به طور غیرمنتظرهای رخ دهند.»
“Narcoleptic episodes can occur unexpectedly.”
فردی که از بیماری نارکولپسی رنج میبرد.
A person who suffers from narcolepsy.
«فرد مبتلا به نارکولپسی اغلب در طول روز با بیدار ماندن مشکل دارد.»
“The narcoleptic often struggles with staying awake during the day.”
«او یاد گرفت وضعیت خود را به عنوان یک فرد نارکولپتیک مدیریت کند.»
“She learned to manage her condition as a narcoleptic.”