در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
برف دانهای و قدیمی که معمولاً در بالای یخچالهای طبیعی وجود دارد و ذوب و یخ زده باشد.
Granular snow, especially on the upper part of a glacier, which has been partially melted and refrozen.
«کوهنوردان روی برف دانهای قبل از صعود به قله استراحت کردند.»
“The climbers rested on the neve before ascending the summit.”
«برف دانهای پایه یخچال طبیعی را تشکیل میدهد.»
“Neve forms the foundation of glacier ice.”