در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تازه به دنیا آمده؛ مربوط به نوزادی که تازه به دنیا آمده است
Recently born; relating to a baby just after birth
«نوزاد تازه متولد شده آرام خوابیده است.»
“The newborn baby is sleeping peacefully.”
«پزشکان سلامت نوزادان تازه متولد شده را به دقت کنترل میکنند.»
“Doctors monitor the health of newborns closely.”
رسمی. به نوزاد خیلی کوچک گفته میشود که معمولاً تا یک سالگی را شامل میشود و گستردهتر از newborn است.
Formal. Refers to a very young baby, usually up to one year old, and can be used more broadly than 'newborn'. 'Infant care' works, but 'newborn care' is for babies just born.
نوزادی که به تازگی به دنیا آمده است
A baby who has recently been born
«نوزادان تازه متولد شده بیمارستان در واحد ویژهای مراقبت میشوند.»
“The hospital’s newborns are cared for in a special unit.”
«هر نوزاد تازه متولد شده نیاز به گرما و مراقبت ملایم دارد.»
“Every newborn needs warmth and gentle care.”
رسمی. به کودک خیلی کوچک گفته میشود که گستردهتر از newborn است.
Formal. Refers to a very young child, more general than newborn, often up to one year old.