not half bad

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/nɑt hæf bæd/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بد نبودن

بد نبودننسبتاً خوب بودن

نسبتاً خوب بودن، معمولاً بهتر از چیزی که انتظار می‌رفت.

Fairly good, often better than expected.

«برای بار اول، کارت بد نیست.»

Your first attempt is not half bad.

«کافهٔ جدید نسبتاً خوب است.»

The new café is not half bad.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000