not leave one's thoughts

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/nɑt liv wʌnz θɔts/
phrase (عبارت)literary

عبارت — از فکر کسی بیرون نرفتن

از فکر کسی بیرون نرفتنذهن کسی را رها نکردن

مدام در فکر کسی ماندن و از ذهنش بیرون نرفتن.

To remain continually in someone's mind.

«آن سؤال تمام روز از فکرم بیرون نرفته است.»

That question has not left my thoughts all day.

«حادثه هفته‌ها ذهن او را رها نکرد.»

The accident did not leave her thoughts for weeks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000