در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
صومعه یا مکانی که در آن راهبهها زندگی و کار میکنند.
A convent or community where nuns live and work.
«او وارد صومعه شد تا زندگیاش را به دین اختصاص دهد.»
“She entered the nunnery to dedicate her life to religion.”
«صومعه قدیمی اکنون موزه شده است.»
“The old nunnery is now a museum.”
رایج. مکانی که راهبهها در آن زندگی میکنند؛ مترادف با nunnery.
Common. A place where nuns live; synonymous with nunnery.