در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شبیه پارو یا دارای پارو؛ مناسب برای پاروزنی.
Resembling or having oars; adapted for rowing.
«پاهای پارویی پرنده برای شنا عالی بودند.»
“The bird's oary feet were perfect for swimming.”
«او بالههای پارویی ماهی را قدرتمند توصیف کرد.»
“He described the fish's oary fins as powerful.”
رایج. وقتی به چیزی با سطح تخت و تیغهمانند، مانند انتهای پارو اشاره دارد، میتواند قابل تعویض باشد.
Common. Can be interchangeable when referring to something with a flat, blade-like surface, such as the end of an oar.