در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرتبط با دریا یا ویژگیهای آن.
Related to or characteristic of the ocean.
«آبوهوای اقیانوسی معتدل و مرطوب است.»
“The oceanic climate is mild and wet.”
«جریانهای اقیانوسی الگوهای آبوهوایی جهانی را تحت تأثیر قرار میدهند.»
“Oceanic currents influence global weather patterns.”
رسمی. وقتی درباره امور مرتبط با دریا بخصوص سواحلی یا دریانوردی است، جایگزین oceanic میشود؛ مثلا 'آبوهوای دریایی' برابر با 'آبوهوای اقیانوسی'. بیشتر در زمینههای رسمی یا علمی به کار میرود.
Formal. Interchangeable with 'oceanic' when referring to things related to the sea, especially coastal or navigation contexts; e.g. 'maritime climate' vs. 'oceanic climate'. Used more in official or scientific contexts.