off one's own bat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔf wʌnz oʊn bæt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خودجوش

خودجوشبه ابتکار خود

بدون دستور یا کمک دیگران، از روی ابتکار خود عمل کردن.

Without being told or helped by anyone else.

«او خودجوش به من زنگ زد.»

She called me off her own bat.

«او خودش و بدون کمک آن را درست کرد.»

He fixed it off his own bat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000