offer

of·fer/ˈɒfər/
of-toward, tofercarry, bring
1verb (فعل)commonpast (گذشته): offeredpast participle (مفعولی): offered-ing (حال): offering3rd (سوم): offers

فعل — پیشنهاد دادن

پیشنهاد دادنارائه کردندادن

چیزی را برای پذیرفتن یا رد کردن ارائه دادن یا دادن.

To present or give something for acceptance or rejection.

«آنها به من یک شغل در شرکت پیشنهاد دادند.»

They offered me a job at the company.

«او دستش را برای کمک به او داد.»

He offered his hand to help her up.

تفاوت با واژه‌های مشابه
proposeپیشنهاد کردن

رسمی است. بیشتر برای ایده‌ها یا برنامه‌ها استفاده می‌شود، کمتر برای اشیای فیزیکی.

Formal. Mostly used for ideas or plans, less physical items. 'Propose a plan' works, 'propose a gift' less common.

presentارائه دادن

رسمی است. وقتی چیزی را به طور رسمی می‌دهند جایگزین offer می‌شود، اما برای کمک کمتر مناسب است.

Formal. Can replace 'offer' when giving something formally. 'Present a certificate' fits, but not 'offer help' as well.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): offers

اسم — پیشنهاد

پیشنهادعرضه

پیشنهاد یا پیشنهادی برای دادن یا انجام کاری.

A proposal or suggestion to give or do something.

«پیشنهاد او بلافاصله پذیرفته شد.»

Her offer was accepted immediately.

«آنها برای خانه پیشنهادی دادند.»

They made an offer on the house.

تفاوت با واژه‌های مشابه
proposalپیشنهاد

رسمی است. بیشتر برای برنامه‌ها یا ایده‌های رسمی استفاده می‌شود.

Formal. Mainly for plans or formal ideas. 'Business proposal' matches but not 'a food offer'.

bidپیشنهاد قیمت

رسمی و تخصصی. فقط برای پیشنهاد قیمت در حراج یا فروش به کار می‌رود.

Formal/technical. Specific to offers in auctions or sales. Not interchangeable in general contexts.

متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): offeredpast participle (مفعولی): offered-ing (حال): offering3rd (سوم): offers

فعل — پیشنهاد کمک دادن

پیشنهاد کمک دادنتمایل نشان دادن

ابراز تمایل به انجام کاری یا ارائه کمک.

To express willingness to do something or give help.

«او پیشنهاد کرد که مرا به خانه برساند.»

She offered to drive me home.

«من پیشنهاد کمک در پروژه دادم.»

I offered my help with the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
volunteerداوطلب شدن

رایج است. به انتخاب داوطلبانه تاکید دارد و کمتر رسمی از offer است.

Common. Emphasizes willingly choosing to do something. 'Volunteer help' fits well, less formal than 'offer'.

proposeپیشنهاد کردن

رسمی است. برای پیشنهاد ایده یا برنامه است، در کمک مستقیم جایگزین نیست.

Formal. Used when suggesting a plan or idea rather than help. Not interchangeable in direct help context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000