در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک گیاه گلدار با غلافهای دانه سبز خوراکی، که به عنوان سبزیجات استفاده میشود، به ویژه در گومبو و خورشها.
A flowering plant with edible green seed pods, used as a vegetable, especially in gumbo and stews.
«بامیه یک ماده متداول در آشپزی جنوب آمریکا است.»
“Okra is a common ingredient in Southern American cuisine.”
«او بامیه تازه را برای طعم بیشتر به خورش اضافه کرد.»
“She added fresh okra to the stew for extra flavor.”
غلافهای خوراکی گیاه بامیه.
The edible pods of the okra plant.
«دستور پخت به یک فنجان بامیه خرد شده نیاز دارد.»
“The recipe calls for a cup of sliced okra.”
«بامیه خود را سرخشده ترجیح میدهید یا آبپز؟»
“Do you prefer your okra fried or boiled?”