omni

om·ni/ˈɑːm.ni/
adjective (صفت)formal

صفت — همه‌گانی

همه‌گانیکلی

به معنای «همه» یا «در همه‌جا»، معمولاً به عنوان پیشوند برای نشان دادن فراگیری به کار می‌رود.

Meaning 'all' or 'everywhere'; used as a prefix to indicate universality.

«همه‌جا حاضر به معنای حضور در همه‌جا است.»

Omnipresent means present everywhere.

«کلمه «همه‌قدرت» به معنای داشتن تمام قدرت است.»

The word 'omnipotent' means having all power.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000