on the drum
/ɑn ðə drʌm/
phrase (عبارت)slang
عبارت — بیپول
بیپولورشکسته
پول نداشتن و از نظر مالی درمانده بودن.
without money; financially broke
«نمیتوانم بیرون بروم؛ بیپولم.»
“I can't go out; I'm on the drum.”
«آنها بعد از سفر بیپول شده بودند.»
“They were on the drum after the trip.”