on the trot

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə trɑt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — پشت سر هم

پشت سر همبی‌وقفه

پشت سر هم و بدون وقفه.

Continuously or repeatedly with no break.

«او ده روز پشت سر هم کار کرد.»

She worked ten days on the trot.

«ما سه بازی را پیاپی باختیم.»

We lost three games on the trot.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000