ouf

/uːf/
interjection (حرف ندا)informal

حرف ندا — اف

افهومآه

بیان رهایی، خستگی یا ناامیدی.

An expression of relief, exhaustion, or frustration.

«اف! آن امتحان سخت بود.»

Ouf! That was a tough exam.

«هوم، بعد از کار خیلی خسته‌ام.»

Ouf, I’m so tired after work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000