out of order
out of or·der/aʊt əv ˈɔrdər/
1phrase (عبارت)common
عبارت — خراب
خراباز کار افتاده
درست کار نکردن یا خراب بودن.
Not working properly.
«آسانسور خراب است.»
“The elevator is out of order.”
«آن دستگاه تمام هفته از کار افتاده بوده است.»
“That machine has been out of order all week.”
2phrase (عبارت)formal
عبارت — خارج از روال
خارج از روالخلاف مقررات
مطابق قانونها یا روند درست پیش نرفتن.
Not following the proper rules or procedure.
«پرسش تو در اینجا خارج از روال است.»
“Your question is out of order here.”
«رئیس جلسه آن نظر را خلاف مقررات دانست.»
“The chair ruled the comment out of order.”