در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در فضای باز یا به سمت آن؛ نه در داخل خانه.
In or to the open air; not indoors.
«بیا امشب بیرون غذا بخوریم.»
“Let's eat outside tonight.”
«بچهها دارند بیرون بازی میکنند.»
“The children are playing outside.”
سمت یا سطح خارجی چیزی.
The external side or surface of something.
«بیرون جعبه خیس بود.»
“The outside of the box was wet.”
«او دیوارهای بیرونی خانهاش را رنگ کرد.»
“He painted the outside walls of his house.”
واقع در بیرون یا در سمت بیرونی.
Situated on or in the outside.
«درب بیرونی قفل بود.»
“The outside door was locked.”
«شما به دیدگاهی بیرونی در مورد این موضوع نیاز دارید.»
“You need an outside perspective on this issue.”