outstay

out·stay/aʊtˈsteɪ/
out-beyond, more thanstayto remain in a place
verb (فعل)commonpast (گذشته): outstayedpast participle (مفعولی): outstayed-ing (حال): outstaying3rd (سوم): outstays

فعل — زیاد ماندن

زیاد ماندنبیش از حد اقامت داشتن

بیش از حد انتظار یا میزبان، در مکانی ماندن.

To remain longer than expected or welcome in a place.

«امیدوارم زیاد در مهمانی نمانیم تا زحمت نباشیم.»

I hope we don't outstay our welcome at the party.

«او بیشتر از زمانش در کافه ماند و خواسته شد برود.»

She outstayed her time at the café and was asked to leave.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lingerدرنگ کردن

رایج. معمولاً با حس مثبت یا خنثی به معنی بیشتر ماندن است، نه همیشه منفی مانند outstay.

Common. Means staying longer, often with a positive or neutral tone; not always negative like 'outstay'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000