palette

pal·ette/ˈpælɪt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): palettes

اسم — پالت نقاشی

پالت نقاشیتخته رنگ

تخته نازکی که نقاشان برای ترکیب رنگ‌ها استفاده می‌کنند.

A thin board on which artists mix paint colors.

«او رنگ‌ها را با دقت روی پالتش انتخاب کرد.»

She chose colors carefully on her palette.

«نقاش پس از اتمام کار پالتش را تمیز کرد.»

The artist cleaned his palette after finishing.

2noun (اسم)common

اسم — طیف رنگ

طیف رنگمجموعه رنگ‌ها

مجموعه رنگ‌هایی که در یک اثر هنری یا توسط یک هنرمند خاص استفاده می‌شود.

The range or selection of colors used in a particular artwork or by a particular artist.

«طیف رنگ‌های او عمدتاً رنگ‌های گرم است.»

Her palette consists mostly of warm colors.

«طراح، مجموعه رنگ‌ها را برای پروژه گسترش داد.»

The designer expanded the palette for the project.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000