parlay
فعل — سرمایهگذاری هوشمندانه
ترکیب کردن یا تبدیل داراییهای کوچک به سود بزرگ، معمولاً در قمار یا تجارت.
To negotiate or combine small assets into a larger gain, often used in gambling or business.
«او سهم کوچک خود را به برد بزرگی تبدیل کرد.»
“He parlayed his small stake into a big win.”
«او با ارتباطاتش کسبوکار موفقی راه انداخت.»
“She parlayed contacts into a successful business.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. وقتی مزیت را به سود یا رشد تبدیل میکنند.
Formal. Used when turning an advantage into profit or growth.
اسم — شرطبندی پیدرپی
قمار یا شرط بندی که سود حاصل دوباره سرمایهگذاری میشود تا برندهی بزرگتری شود.
A gamble where earnings are reinvested to increase potential winnings.
«او شرطبندی پیدرپی روی میز رولت کرد.»
“He made a parlay on the roulette table.”
«سرمایهگذاری دوباره شرطها پرریسک است اما ممکن است سود داشته باشد.»
“Parlaying bets is risky but can pay off.”