parlay

par·lay/ˈpɑːr.leɪ/
1verb (فعل)formalpast (گذشته): parlayedpast participle (مفعولی): parlayed-ing (حال): parlaying3rd (سوم): parlays

فعل — سرمایه‌گذاری هوشمندانه

سرمایه‌گذاری هوشمندانهدست به دست کردن

ترکیب کردن یا تبدیل دارایی‌های کوچک به سود بزرگ، معمولاً در قمار یا تجارت.

To negotiate or combine small assets into a larger gain, often used in gambling or business.

«او سهم کوچک خود را به برد بزرگی تبدیل کرد.»

He parlayed his small stake into a big win.

«او با ارتباطاتش کسب‌وکار موفقی راه انداخت.»

She parlayed contacts into a successful business.

تفاوت با واژه‌های مشابه
capitalizeسود بردن

رسمی. وقتی مزیت را به سود یا رشد تبدیل می‌کنند.

Formal. Used when turning an advantage into profit or growth.

2noun (اسم)formalplural (جمع): parlays

اسم — شرط‌بندی پی‌درپی

شرط‌بندی پی‌درپیپیش‌بینی بازگردانده شده

قمار یا شرط بندی که سود حاصل دوباره سرمایه‌گذاری می‌شود تا برنده‌ی بزرگ‌تری شود.

A gamble where earnings are reinvested to increase potential winnings.

«او شرط‌بندی پی‌درپی روی میز رولت کرد.»

He made a parlay on the roulette table.

«سرمایه‌گذاری دوباره شرط‌ها پرریسک است اما ممکن است سود داشته باشد.»

Parlaying bets is risky but can pay off.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000