pass away

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pass a·way/pæs əˈweɪ/
phrasal verb (فعل عبارتی)formal

فعل عبارتی — فوت کردن

فوت کردندرگذشتن

یعنی فوت کردن؛ بیان محترمانه‌تر و ملایم‌ترِ مردن است.

To die, used as a gentle or respectful expression.

«پدربزرگ او آرام درگذشت.»

Her grandfather passed away peacefully.

«او زمستان گذشته فوت کرد.»

She passed away last winter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000