در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یکی از اندامهای جفتشده نزدیک دهان عنکبوتها و برخی بندپایان برای حس کردن یا گرفتن اشیاء.
One of the paired appendages near the mouth of spiders and some arthropods used for sensing or grasping.
«عنکبوت از پدیپالپهایش برای شناسایی شکار استفاده کرد.»
“The spider used its pedipalps to sense prey.”
«عنکبوتهای نر پدیپالپهای مشخصی برای جفتگیری دارند.»
“Male spiders have distinct pedipalps for mating.”