pee

/piː/
1verb (فعل)common

فعل — ادرار کردن

ادرار کردنآب رفتن

ادرار کردن؛ خارج کردن ادرار از بدن

to urinate; to release urine from the body

«قبل از رفتن باید ادرار کنم.»

I need to pee before we leave.

«نوزاد توی پوشکش ادرار کرد.»

The baby peed in her diaper.

تفاوت با واژه‌های مشابه
urinateادرار کردن

رسمی است و در اغلب مواقع می‌تواند جایگزین pee شود اما حالتی پزشکی یا رسمی دارد.

Formal. Can replace 'pee' in most contexts but sounds more medical or clinical. 'He needed to urinate' works, 'I have to pee' is more casual.

tinkleادرار کردن (محاوره‌ای)

محاوره‌ای و کودکانه است. اغلب با کودکان یا به صورت طنز بکار می‌رود.

Informal and childish. Used mainly with children or humorously. Not suitable in formal contexts.

2noun (اسم)common

اسم — ادرار

ادرارآب ادرار

ادرار؛ مایع خارج شده هنگام ادرار کردن

urine; the act or secretion of urinating

«دکتر نمونه ادرار را آزمایش کرد.»

The doctor tested the pee sample.

«کمی ادرار روی زمین ریخت.»

He spilled some pee on the floor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
urineادرار

رسمی و اصطلاح پزشکی است؛ در متون علمی جایگزین مناسب است اما pee محاوره‌ای‌تر است.

Formal/medical term; interchangeable with 'pee' in scientific and health contexts but 'pee' is more casual.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000