pell

/pɛl/
noun (اسم)archaicplural (جمع): pells

اسم — پوست حیوان

پوست حیوانکاغذ چرمی

واژه‌ای قدیمی به معنی پوست یا کاغذ چرمی.

A term used archaically for a skin or parchment.

«نوشتارها در دوران وسطی اغلب روی پوست انجام می‌شد.»

Writings were often done on pell in medieval times.

«کتاب با جلدهای چرمی بسته‌بندی شده بود.»

The book was bound with pell covers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000