در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سکهی کوچک قدیمی آلمانی که شبیه یک پنی است.
A small former German coin similar to a penny.
«او یک فنیک قدیمی در کشو پیدا کرد.»
“He found an old pfennig in the drawer.”
«فنیک قبل از یورو استفاده میشد.»
“The pfennig was used before the euro.”