در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به یا نشاندهنده تصویرنوشتها یا نمادهای تصویری.
Relating to or represented by pictographs or symbolic pictures.
«آنها کتیبههای تصویرنویسیشده روی دیوارهای غار یافتند.»
“They found pictographic inscriptions on the cave walls.”
«خط باستانی عمدتاً تصویرنویسی است.»
“The ancient script is largely pictographic.”