pollinates

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pol·li·nates/ˈpɒlɪneɪts/
pollin-pollen-ateto cause or perform an action
verb (فعل)commonpast (گذشته): pollinatedpast participle (مفعولی): pollinated-ing (حال): pollinating3rd (سوم): pollinates

فعل — گرده‌افشانی می‌کند

گرده‌افشانی می‌کندبارور می‌کند

گرده را منتقل می‌کند تا گیاه بارور شود، سوم شخص مفرد حال.

Transfers pollen to fertilize a plant, third person singular present.

«زنبورها بسیاری از انواع گل‌ها را گرده‌افشانی می‌کنند.»

Bees pollinate many types of flowers.

«این گیاه از طریق حشرات گرده‌افشانی می‌کند.»

The plant pollinates through insects.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000