در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اتاقک کوچکی در زندان که زندانی در آن نگهداری میشود.
A small room in a prison where a prisoner is locked up.
«او پس از محاکمه در سلول زندان گذاشته شد.»
“He was put in a prison cell after the trial.”
«سلول زندان کوچک و خالی بود.»
“The prison cell was small and bare.”
روزمره. به عنوان خلاصهی سلول زندان بهکار میرود، مخصوصا در گفتار.
Everyday. Used commonly as shorthand for prison cell, especially in spoken language.