provide coverage

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pro·vide cov·er·age/prəˈvaɪd ˈkʌvərɪdʒ/
phrase (عبارت)common

عبارت — پوشش دادن

پوشش دادنپوشش فراهم کردن

برای یک حوزه یا موضوع، پوشش، حفاظت یا گزارش‌رسانی فراهم کردن.

To supply protection, service, or reporting over an area or subject.

«این بیمه‌نامه برای سرقت پوشش می‌دهد.»

This policy provides coverage for theft.

«دو خبرنگار این رویداد را پوشش می‌دهند.»

Two reporters provide coverage of the event.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000