psychically

psy·chi·cal·ly/ˈsaɪ.kɪ.kli/
psychicrelated to the mind or spirit-allyin a manner
adverb (قید)informaltype (نوع): manneradjective (صفت): psychicposition (جایگاه): end

قید — از نظر روانی

از نظر روانیبا قدرت ذهنی

به روشی که مربوط به ذهن یا نیروهای روانی فراطبیعی است.

In a way that involves the mind or supernatural mental powers.

«ادعا کرد که با ارواح به صورت روانی ارتباط برقرار می‌کند.»

He claimed to communicate psychically with spirits.

«روان‌خوان به صورت روانی آینده را پیش‌بینی کرد.»

The psychic read the future psychically.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000