در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرتبط با فرآیندهای حسی که ذهن یا ادراک روانی را شامل میشوند.
Relating to sensory processes involving the mind or psychological perception.
«آزمونهای روانحسی درک محرکها را اندازه میگیرند.»
“Psychosensory tests measure perception of stimuli.”
«دارو بر عملکردهای روانحسی تأثیر میگذارد.»
“The medication affects psychosensory functions.”