pull in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊl ɪn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — وارد شدن

وارد شدنرسیدن

به‌ویژه درباره قطار یا وسیله نقلیه، به جایی رسیدن.

To arrive at a place, especially when referring to a train or vehicle.

«قطار ظهر وارد ایستگاه شد.»

The train pulled in at noon.

«اتوبوس ما ده دقیقه دیر رسید.»

Our bus pulled in ten minutes late.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — درآمد داشتن

درآمد داشتنپول درآوردن

مقداری پول یا درآمد به دست آوردن.

To bring in or earn an amount of money.

«مغازه او درآمد خوبی دارد.»

Her shop pulls in good money.

«آن فیلم در خارج میلیون‌ها درآمد داشت.»

The film pulled in millions overseas.

3phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — کنار زدن

کنار زدنتوقف کردن

وسیله نقلیه را کنار جاده یا در جایی متوقف کردن.

To stop a vehicle at the side of a road or at a place.

«وقتی کافه را دیدی، کنار بزن.»

Pull in when you see the café.

«او نزدیک ورودی توقف کرد.»

She pulled in near the entrance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000