put one's finger in the fire

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put one's fin·ger in the fire/pʊt wʌnz ˈfɪŋɡər ɪn ðə faɪər/
phrase (عبارت)literary

عبارت — خود را به خطر انداختن

خود را به خطر انداختنریسک کردن

خود را در معرض خطر یا آسیب احتمالی قرار دادن.

To take a personal risk or expose oneself to possible harm.

«برای آن ادعا خودم را به خطر نمی‌اندازم.»

I will not put my finger in the fire for that claim.

«او برای کمک به دوستش ریسک کرد.»

She put her finger in the fire to help a friend.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000