put one's foot down on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt wʌnz fʊt daʊn ɑn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — قاطعانه جلوی چیزی ایستادن

قاطعانه جلوی چیزی ایستادنمحکم مخالفت کردن

برای متوقف‌کردن یا مخالفت با چیزی، قاطعانه اقدام کردن.

To take firm action to stop or oppose something.

«مدرسه قاطعانه جلوی زورگویی ایستاد.»

The school put its foot down on bullying.

«والدینش با شب‌دیرآمدن محکم مخالفت کردند.»

Her parents put their foot down on late nights.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000