put one's foot down upon

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put one's foot down up·on/pʊt wʌnz fʊt daʊn əˈpɑn/
phrase (عبارت)formal

عبارت — قاطعانه جلوی چیزی ایستادن

قاطعانه جلوی چیزی ایستادنمحکم مخالفت کردن

برای متوقف‌کردن یا مخالفت با چیزی، قاطعانه اقدام کردن.

To take firm action to stop or oppose something.

«شورای شهر قاطعانه جلوی ساخت‌وساز غیرقانونی ایستاد.»

The council put its foot down upon illegal building.

«آن‌ها با هر تأخیر بیشتر محکم مخالفت کردند.»

They put their foot down upon any further delays.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000