put one's foot in it

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt wʌnz fʊt ɪn ɪt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — گاف دادن

گاف دادنسوتی دادن

حرف یا کاری خجالت‌آور زد که دردسر درست می‌کند.

To say or do something embarrassing that causes trouble.

«سر شام واقعاً گاف بزرگی دادم.»

I really put my foot in it at dinner.

«او با پرسیدن درباره طلاقش گاف داد.»

He put his foot in it by asking about her divorce.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000