put one's money where one's mouth is

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put one's mon·ey where one's mouth is/pʊt wʌnz ˈmʌni wɛr wʌnz maʊθ ɪz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — پای حرف خود ایستادن

پای حرف خود ایستادنحرف را با عمل ثابت کردن

برای ثابت کردن ادعا، دست به عمل زدن یا پول خود را در میان گذاشتن.

To support what one says by taking action or risking one's own money.

«اگر به برنامه باور داری، پای حرفت بایست.»

If you believe in the plan, put your money where your mouth is.

«او برای اثبات حرفش سرمایه‌گذاری کرد.»

She put her money where her mouth is and invested.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000