put one's pants on one leg at a time

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt wʌnz pænts ɑːn wʌn lɛɡ æt ə taɪm/
phrase (عبارت)informal

عبارت — آدمی مثل بقیه بودن

آدمی مثل بقیه بودنبرتری ویژه نداشتن

با وجود شهرت یا قدرت، آدمی عادی با محدودیت‌های انسانی بودن.

To be an ordinary human being despite being famous or powerful.

«مدیرعامل هم مثل بقیه آدم‌هاست.»

The CEO puts his pants on one leg at a time.

«بازیگران مشهور هم تفاوتی با آدم‌های عادی ندارند.»

Famous actors put their pants on one leg at a time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000