فعل — بالا برده شده
به جایگاه بالاتر بردن یا حرکت دادن.
Lifted or moved to a higher position.
«او دستش را بلند کرد تا سؤالی بپرسد.»
“He raised his hand to ask a question.”
«پرچم هنگام طلوع آفتاب برافراشته شد.»
“The flag was raised at dawn.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی به معنی حرکت فیزیکی چیزی به سمت بالا باشد کاملاً قابل جایگزینی است. 'جعبه توسط جرثقیل بلند/بالا برده شد.'
Common. Fully interchangeable when referring to physically moving something upwards. 'The box was lifted/raised by the crane.'
رسمی. اغلب به حرکت یا موقعیت رو به بالای قابل توجهتر یا دائمیتر، یا به جایگاه اشاره دارد. 'سکوی مرتفع شده بود.' معمولاً برای بالا بردن ساده روزمره استفاده نمیشود.
Formal. Often implies a more significant or permanent upward movement or position, or refers to status. 'The platform was elevated.' Not typically used for simple everyday lifting.
متضادها
فعل — تربیت شده
پرورش دادن یا مراقبت کردن از (یک کودک یا حیوان).
Brought up or cared for (a child or animal).
«او فرزندانش را در شهر بزرگ کرد.»
“She raised her children in the city.”
«تولهها توسط مادرشان پرورش یافتند.»
“The puppies were raised by their mother.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی. بر مراقبت، حمایت و توسعه تأکید دارد، اغلب به رشد عاطفی یا فکری اشاره میکند. 'او فرزندانش را پرورش داد.' برای توسعه خوب است، اما برای فقط تأمین نیازهای اولیه کمتر مناسب است.
Formal/Literary. Emphasizes care, support, and development, often implying emotional or intellectual growth. 'She nurtured her children.' Works well for development, less so for just providing basic needs.
رسمی/قدیمی. بیشتر برای حیوانات و اغلب کودکان در بافت رسمی یا قدیمی استفاده میشود. 'کشاورز گوسفند پرورش داد.' 'او در روستا پرورش یافت.'
Formal/Dated. More common for animals and often for children in a formal or older context. 'The farmer reared sheep.' 'She was reared in the countryside.'
متضادها
صفت — افزایش یافته
از نظر مقدار، سطح یا شدت افزایش یافته.
Having been increased in amount, level, or intensity.
«کارگران خواستار دستمزدهای بالاتر شدند.»
“The workers demanded raised wages.”
«یک سکوی بلندتر برای سخنران ساخته شد.»
“A raised platform was built for the speaker.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی به افزایش در کمیت یا درجه اشاره دارد، عموماً قابل جایگزینی است. 'قیمتهای افزایش یافته.' 'آگاهی افزایش یافته.'
Common. Generally interchangeable when referring to an increment in quantity or degree. 'Raised/Increased prices.' 'Raised/Increased awareness.'
رسمی. افزایش قابل توجهتر و برجستهتر را نشان میدهد، اغلب در جایگاه، سطح یا یک کمیت قابل اندازهگیری. 'خطر افزایش یافته.' 'ضربان قلب بالا.' برای افزایشهای ساده کمتر رایج است.
Formal. Suggests a more significant or notable increase, often in status, level, or a measurable quantity. 'Elevated risk.' 'Elevated heart rate.' Less common for simple increases.