rappel
فعل — راپل کردن
با استفاده از طناب دوتایی محکم شده از بالا و یک وسیله اصطکاکی مخصوص، از صخره یا سطح تقریباً عمودی به پایین آمدن.
To descend a rock face or other near-vertical surface by using a double rope secured from above and a specialized friction device.
«صخرهنوردان تصمیم گرفتند از دیواره شیبدار راپل کنند.»
“The climbers decided to rappel down the steep face.”
«یادگیری راپل بخشی از آموزش نجات است.»
“Learning to rappel is part of the rescue training.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. یک اصطلاح کلی برای حرکت به سمت پایین. روش خاص راپل را شامل نمیشود. 'آنها از کوه پایین آمدند' کاربرد دارد، اما چگونگی آن را مشخص نمیکند. 'پایین آمدن از طناب' کاربرد دارد اما کمتر خاص است.
Common. A general term for moving downwards. It does not imply the specific method of rappelling. 'They descended the mountain' works, but doesn't specify how. 'Descend the rope' works but is less specific.
اسم — راپل
عمل راپل کردن یا فرود آمدن با طناب.
An act of rappelling.
«راهنما تمام تجهیزات را قبل از راپل بررسی کرد.»
“The guide checked all the gear before the rappel.”
«آن یک راپل چالشبرانگیز از آبشار بود.»
“It was a challenging rappel down the waterfall.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. یک اصطلاح کلی برای حرکت رو به پایین. روش خاص راپل را شامل نمیشود. 'فرود خطرناک بود' کاربرد دارد، اما میتواند به هر نوع پایین آمدن اشاره داشته باشد.
Common. A general term for a downward movement. It does not imply the specific rappelling technique. 'The descent was dangerous' works, but could refer to any way of going down.