reality-check

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·al·i·ty-check/riˈæləti tʃɛk/
verb (فعل)informalpast (گذشته): reality-checkedpast participle (مفعولی): reality-checked-ing (حال): reality-checking3rd (سوم): reality-checks

فعل — واقعیت‌سنجی کردن

واقعیت‌سنجی کردنبا واقعیت سنجیدن

یک ایده یا برنامه را با واقعیت‌ها و محدودیت‌های عملی سنجیدن.

to test an idea or plan against practical facts and limits

«اول باید بودجه را با واقعیت بسنجیم.»

We should reality-check the budget first.

«تیم برنامهٔ زمانی‌اش را واقعیت‌سنجی کرد.»

The team reality-checked its schedule.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000