verb (فعل)commonpast (گذشته): recrossedpast participle (مفعولی): recrossed-ing (حال): recrossing3rd (سوم): recrosses
فعل — دوباره عبور کردن
دوباره عبور کردناز نو رد شدن
دوباره عبور کردن؛ برای بار دوم از روی چیزی گذشتن.
To cross again; to go or pass over something a second time.
«ما مجبور شدیم دوباره از رودخانه عبور کنیم.»
“We had to recross the river.”
«او پاهای خود را دوباره در صندلی به صورت ضربدری قرار داد.»
“He recrossed his legs in the chair.”
تفاوت با واژههای مشابه
retrace— ردپا را دنبال کردن
رایج. به معنای برگشتن از یک مسیر یا سفر، اغلب برای پیدا کردن چیزی یا به خاطر آوردن چیزی. زمانی قابل تعویض است که عمل 'دوباره عبور کردن' به معنای بازگشت از همان مسیر باشد.
Common. To go back over a path or journey, often to find something or remember something. It's interchangeable when the act of 'crossing again' implies returning on the same path.