rehung

re·hung/ˌriːˈhʌŋ/
re-againhungpast of hang
verb (فعل)commonpast (گذشته): rehungpast participle (مفعولی): rehung-ing (حال): rehanging3rd (سوم): rehangs

فعل — دوباره آویزان کردن

دوباره آویزان کردن

گذشته و شکل گذشته نقلی از آویختن دوباره چیزی.

Past tense and past participle of rehung: to hang something again.

«بعد از درست کردن میخ، تابلو را دوباره آویزان کرد.»

He rehung the picture after fixing the nail.

«بعد از شستن، پرده‌ها را دوباره آویزان کردند.»

They rehung the curtains after washing them.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000